تصویر شاخص شازده کوچولو
امیر رفاهی

امیر رفاهی

معرفی کتاب شازده کوچولو

شازده کوچولو (به فرانسوی: Le Petit Prince) (به انگلیسی: The Little Prince) که با نام های دیگری چون شاهزاده کوچولو و شهریار کوچولو هم شناخته می شود نام کتابی فرانسوی اثر آنتوان دو سنت اگزوپری است که در سال 1943 برای اولین بار در نیویورک منتشر شده است.

این کتاب به بیش از 300 زبان و گویش جهان ترجمه شده است و از این نظر بعد از «انجیل» رکورد دار است. همچنین باید اشاره کرد که شازده کوچولو از پرفروش ترین کتاب های تاریخ است. به طوری که بیش از 200 میلیون نسخه از آن به فروش رفته و هر سال هم به طور میانگین 1 میلیون نسخه در سطح جهان فروش دارد.

شازده کوچولو همچنین خوانده شده ترین و ترجمه شده ترین کتاب فرانسوی زبان تاریخ نیز هست.

آن طور که گفته شده در سال 1935 سنت اگزوپری که برای شکستن رکورد پرواز بین پاریس و سایگون در تلاش بوده در صحرای آفریقا دچار نقص فنی شده و در همان جا سقوط میکند . و نجات یافتن معجزه آسای سنت اگزوپری الهام بخش نوشتن این رمان شیرین می شود.

داستان شازده کوچولو

از همان اول کتاب با موضوعی متفاوت مواجه میشویم. اگزوپری افراد را به دو دسته آدم بزرگها و بچه ها تقسیم می کند که بزرگتر ها نمی توانند کودکان را درک کنند،سطحی نگر هستند و فقط به چیز های غیر مهم فکر می کنند. یا همانطور که در کتاب اشاره می شود:

«آدم بزرگها همیشه نیاز به توضیح دارند»

و اینطور داستان کتاب شروع می شود:

وقتی شش ساله بودم روزی در کتابی راجع به جنگل طبیعی که “سرگذشت های واقعی” نام داشت، تصویر زیبایی دیدم. تصویر، مار بوآ را نشان می داد که حیوان درنده ای را می بلعید.

درآن کتاب گفته بودند که مارهای بوآ شکار خود را بی آنکه بجود درسته قورت می دهند بعد دیگر نمی توانند تکان بخورند و در شش ماهی که به هضم آن مشغولند می خوابند.

من آن وقت درباره ماجراهای جنگل بسیار فکر کردم و به نوبه خود توانستم با مداد رنگی تصویر شماره ۱ را که نخستین کار نقاشی من بود بکشم. تصویر چنین بود:

شاهکار خود را به آدم بزرگها نشان دادم و از ایشان پرسیدم که آیا از نقاشی من می ترسند؟

در جواب گفتند: چرا بترسیم ؟ کلاه که ترس ندارد.

اما نقاشی من شکل کلاه نبود تصویر مار بوآ بود که فیلی را هضم می کرد آن وقت من توی شکم مار بوآ را کشیدم تا آدم بزرگها بتوانند بفهمند. آدم بزرگها همیشه نیاز به توضیح دارند.

نقاشی مار بوآ کتاب شازده کوچولو

نقاشی مار بوآ کتاب شازده کوچولو

و یا در جایی دیگر مادی گرایی آدم بزرگ ها مورد تمسخر قرار میگیرد:

اگر به آدم بزرگ ها بگویید یک خانه قشنگ دیدم از آجر قرمز که جلو پنجره اش غرق شمعدانی و بامش پر از کبوتر بود محال است بتوانند مجسمش کنند . باید حتماً به انها گفت یک خانه صد هزار فرانکی دیدم تا صدایشان بلند شود که وای چه قشنگ!

شازده کوچولو

خلبان بی نام قصه در اثر نقص فنی به ناچار در صحرایی فرود می آید و با پسرک عجیبی با موهای طلایی آشنا می شود. که از اخترکی با نام ب 612 آمده است.

شازده کوجولو از خلبان می خواهد که برای او بره ای را نقاشی کند تا آن را به اخترک خودش ببرد. وقتی کار نقاشی تمام می شود از او درخواست می کند که طنابی نیز برای بره بکشد. آخر در اخترکش گل سرخ زیبایی دارد که دلبسته اوست و نکند بره آن گل را بخورد.

شازده کوچولو تعریف می کند که که چگونه هر روز از گل زیبای «خود پسندش» مرافبت و مواظبت می کرده  و در آخر برای اندوه محبت یک طرفه اش اخترک کوچکش را ترک کرده و به اخترک های دیگر سفر می کند که در هر کدام با آدم بزرگی عجیب آشنا می شود. که همین آدم بزرگ ها در اخترک های مختلف خود دارای معنا و مفهومی عمیق است.

شازده کوچولو و گل سرخ

شازده کوچولو و گل سرخ

در آخر او به زمین می آید و در همین حین گلستانی را می بیند که پر از گل های سرخ است. گل هایی که همگی مانند گل خودش هستند.

شازده کوچولو

آهی کشید و سخت احساس شوربختی کرد. گلش به او گفته بود که از نوع او تو تمام عالم فقط همان یکی هست و حالا پنج‌هزارتا گل، همه مثل هم، فقط تو یک گلستان!

بعد از آن او با روباهی آشنا می شود. روباه از او درخواست می کند که اهلیش کند و به او محبت و عشق را می آموزد.

روباه به پسرک داستان ما میگوید که در جهان از گل تو یکی هست و به این خاطر که فقط تو مراقب و مواظب او بودی و به او مهر ورزیدی. و محبت و عشقی که به کسی یا چیزی می دهیم آن را ارزشمند می کند.

شازده کوچولو رفت و باز گلهای سرخ را نگاه کرد. به آنها گفت: شما هیچ به گل من نمی مانید. شما هنوز چیزی نشده اید. کسی شما را اهلی نکرده است و شما نیز کسی را اهلی نکرده اید. شما مثل روزهای اول من و روباه هستید. او آن وقت روباهی بود مثل صدهزار روباه دیگر. اما من او را با خود دوست کردم و او حالا در دنیا بی همتا ست.

داستان کتاب شازده کوچولو بسیار شیرین و کوتاه است و بر خلاف لحن و داستانی ساده معنا و مفهوم بسیار عمیقی را دنبال می کند. در این مقاله به قسمت هایی از این رمان اشاره کردیم.

بهترین ترجمه شازده کوچولو

این کتاب در ایران دارای ترجمه های متعدد و خوبی می باشد که از بین آن ها دو ترجمه، «محمد قاضی» و «احمد شاملو» از بهترین ترجمه های کتاب شازده کوچولو هستند.

هر دو ترجمه از هر لحاظ مورد قبول هستند و دارای متن روان و زیبا هستند که باعث از بین رفتن زیبایی های این شاهکار ادبی نشوند. همین مسئله باعث شده اکثر ایرانیان این کتاب را با همین ترجمه خوانده باشند.

از دیگر ترجمه های کتاب نیز می توان به «ابوالحسن نجفی» ، «مصطفی رحماندوست» ، «شورا پیرزاد» ، «عباس شادلو» و «بهناز پیاده» اشاره کرد.

درباره سنت اگزوپری

آنتوان دو سنت اگزوپری در سال 1900 در شهر لیون فرانسه متولد شد. وی مانند شخصیت اصلی کتاب شازده کوچولو خلبان بود که با اینکه شغل اصلی اش نویسندگی نبوده ولی عمده شهرت وی به خاطر کتاب های ارزشمندش از جمله شازده کوچولو است.

سنت‌اگزوپری برنده جوایز ادبی معتبر فرانسه و همچنین برنده جایزه کتاب ملی آمریکا گردید.

اگزوپری در ۲۱ سالگی به‌عنوان مکانیک در نیروی هوایی فرانسه مشغول به کار شد و بعدها در زمره هوانوردان خوب و زبردست ارتش فرانسه در جنگ جهانی بود. او به‌واسطه‌ی شغل خطیر خود به همه‌ی جهان سرک کشید و در میان ملل گوناگون زندگی کرد.

اگزوپری به صورت بسیار جالب کتاب شازده کوچولو را به صمیمی ترین دوستش «لئون ورث» تقدیم می کند. او در تقدیم نامه اول کتاب می نویسد:

از بچه‌ها عذر می‌خواهم که این کتاب را به یک آدم‌بزرگ هدیه کرده‌ام. عذر من موجه است چون این آدم‌بزرگ بهترین دوستی است که در دنیا دارم. عذر دیگری دارم، این آدم‌بزرگ می‌تواند همه‌چیز حتی کتاب بچه‌ها را بفهمد. عذر سومی هم دارم، این آدم‌بزرگ ساکن فرانسه است و در آنجا سرما و گرسنگی می‌خورد و نیاز بسیار به دلجویی دارد. اگر همه این عذرها کافی نباشد می‌خواهم این کتاب را به بچگی آن آدم‌بزرگ تقدیم کنم. تمام آدم‌بزرگ‌ها اول بچه بوده‌اند (گرچه کمی از ایشان به یاد می‌آورند)، بنابراین عنوان هدیه خود را چنین تصحیح می‌کنم: تقدیم به لئون ورت، آن‌وقت که پسرکی بود.

در ۳۱ ژوئیه ۱۹۴۴ برای پروازی اکتشافی برفراز فرانسه اشغال شده از جزیره کرس در دریای مدیترانه به پرواز درآمد، و پس از آن دیگر هیچگاه دیده نشد. برای دلیل سقوط این هواپیما نظر ها متفاوت است.

13 اثر از اگزوپری به جا مانده است که «زمین انسان‌ها» و «پرواز شبانه» از دیگر کتاب های معروف وی هستند.

جملات ماندگار و زیبا

شازده کوچولو کتابی است که هر خط آن با مفهوم و دلنشین است . من هم در اینجا سعی کردم در اینجا تعدادی از این جملات را بیاورم.

آدم بزرگ‌ها نمی‌فهمند و بچه‌ها خسته می‌شوند از بس که باید به آنها توضیح بدهند.

 

آدم‌بزرگ‌ها ارقام را دوست دارند. وقتی با ایشان از دوست تازه‌ای صحبت می‌کنید هیچ‌وقت از شما راجع به آنچه اصل است نمی‌پرسند. هیچ‌وقت به شما نمی‌گویند که مثلا آهنگ صدای او چطور است؟ چه بازی‌هایی را بیشتر دوست دارد؟ آیا پروانه جمع می‌کند؟ بلکه از شما می‌پرسند: «چند سال دارد؟ چند برادر دارد؟ وزنش چقدر است؟ پدرش چقدر درآمد دارد؟» و تنها در آن وقت است که خیال می‌کنند او را می‌شناسند.

 

اکنون شش سال است که دوست من با گوسفندش رفته است. من اگر در اینجا سعی می‌کنم بتوانم او را توصیف کنم برای این است که فراموشش نکنم. جای تاسف است که دوست فراموش بشود. همه مردم رفیق نداشته‌اند. من هم می‌توانم مثل آدم‌بزرگ‌ها بشوم که جز به ارقام به هیچ‌چیز علاقه ندارند.

 

من سیاره‌ای را می‌شناسم که در آن مردی سرخ چهره هست. این مرد هرگز گل نبوییده، هرگز به ستاره‌ای نگاه نکرده، هرگز کسی را دوست نداشته و هرگز کاری بجز جمع کردن، انجام نداده است. هر روز هم تمام مدت مثل تو پشت‌سرهم تکرار می‌کند که: «من یک مرد جدی هستم یک مرد جدی!» و از غرور و نخوت باد به دماغ می‌اندازد.

کتاب شازده کوچولو

کتاب شازده کوچولو

مفهوم دنیا برای پادشاهان خیلی ساده است: همه مردم رعیت هستند.

 

تو خودت را محاکمه خواهی کرد. این دشوارترین کار است. محاکمه خود از محاکمه دیگران مشکل‌تر است. تو اگر توانستی درباره خود درست قضاوت کنی قاضی واقعی هستی.

 

سوزن‌بان گفت: آدمی‌زاد هیچ وقت جایی را که هست خوش ندارد.

جمع بندی و کلام آخر

در این مقاله از وبسایت یومن به شاهکار ادبی سنت اگزوپری به نام شازده کوچولو پرداختیم،ترجمه های خوب آن را معرفی کردیم و جملات ماندگار این اثر را نیز باهم مرور کردیم.

شازده کوچولو گرچه یک رمان کوتاه صد صفحه ای است و با لحن روان و ساده روایت می شود اما در دلش معنا و مفهومی دارد که در کنار نثر شیرینش باعث می شود هیچگاه از ذهن خواننده حذف نشود.

شایانه ذکر است که بیش از 200 میلیون جلد از این کتاب به فروش رفته و از ترجمه شده ترین و خوانده شده ترین کتب تاریخ است.

این کتاب آنقدر زیباست که خواندنش را به تمامی افراد پیشنهاد میکنم، آنقدر زیبا که شاید دید شما را نسبت به کتاب عوض کند و شما را به یکی از عاشقان کتاب و کتابخوانی تبدیل کند.

در آخر اضافه کنم که خوشحال میشویم که اگر این کتاب را مطالعه کردید حتما نظرات خودتون رو در بخش کامنت با ما به اشتراک بگذارید.

 

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

Solve : *
30 × 24 =


شروع به تایپ کنید برای نوشته‌های که به‌دنبال آن هستید.