مردی به نام اوه
امیر رفاهی

امیر رفاهی

بررسی کتاب مردی به نام اوه

مردی به نام اوه نام رمانی سوئدی به قلم فردریک بکمن است که در سال 2012 منتشر شد و به سرعت به پرفروش ترین رمان سال سوئد و نیویورک تایمز بدل شد به طوری که 600 هزار جلد از کتاب فقط در سال نخست در سوئد به فروش رفت.

قلم شیوا ، داستانی روان و شخصیت خاص و جذاب کارکتر اصلی داستان یعنی اوه باعث شد رمان به سرعت خود را در دل مخاطبان جا کند و اولین کتاب بکمن به فروش و محبوبیت خوبی دست پیدا کند و به 30 زبان دنیا ترجمه شود.

معرفی کتاب مردی به نام اوه

رمان حول محور یک مرد با نام اوه می گردد ، پیر مرد 59 ساله ای با خصوصیات اخلاقی خاص که در نگاه اول فردی عبوس ، خسیس و بد اخلاق به نظر می آید که از تکنولوژی تنفر دارد و تعهد خاصی نسبت به ماشین های سوئدی به ویژه ساب دارد. اما در اصل شخصیت فوق العاده ای پشت کارکتر اوه پنهان است. شخصیتی که دیگر کمتر در جوامع دیده می شوند.

کارکتر اوه انقدر عمیق است که مخاطب به سرعت به او علاقه مند میشود و او را درک میکند ، طوری که انگار واقعا این پیر مرد را میشناسد، البته در رمان مردی به نام اوه با یک داستان خطی روبه رو نیستیم و فردریک بکمن کودکی ، نوجوانی ، درد ها و خوشی های اوه را به ما نشان میدهد از عشقش سونیا میگوید که زندگی اوه فقط با او معنا میشود و همه اینها از اوه یک شخصیت ابدی در ذهن ما میسازد.

بکمن توانسته به خوبی مخاطب را درگیر داستان خود کند، داستانی که بسیاری از اوقات روایتگر روزمرگی و روتین یک زندگی است اما همین موضوع نه تنها از جذابیت داستان کم نکرده بلکه کتاب بکمن را بسیار خاص و جذاب کرده، مردی به نام اوه گاهی شما را به خنده و قهقه میاندازد و گاهی شما را تا مرز بغض و گریه می کشاند و این خود یک کهن مثبت برای این کتاب است.

خلاصه کتاب مردی به نام اوه

پیش تر اشاره کردیم که بکمن برای عمق دادن به کارکتر اوه یک داستان خطی به ما نمایش نمی دهد. پس ما را به کودکی او میبرد و با پدرش آشنا میکند ، سختی هایی که اوه در دوران کودکی و نوجوانی اش تحمل میکند و اینکه چگونه پایه و اساس این شخصیت شکل میگیرد را برای ما نمایان می کند.

ما را با سونیا آشنا می کند اینکه چطور زندگیِ اوه به یک باره با آمدن آن زن زیر رو می شود و عشقی که رنگ را در زندگی او پخش میکند ، رنگی که بعد از رفتن او نیز میرود، آنطور که در کتاب اشاره میشود:

اگر کسی ازش می‌پرسید زندگی اش چگونه است، پاسخ می ‌داد تا قبل از اینکه زنش پا به زندگی اش بگذارد، اصلاً زندگی نمی ‌کرده و از وقتی تنهایش گذاشت هم دیگر زندگی نمی کند.

بعد از فوت سونیا اوه دیگر حرف نمیزند و بی روح میشود ، البته بی شک اوه از اول هم کم صحبت و درونگرا و سرد بوده اما این بار به شدت متفاوت است.

و این سکوت تا زمانی ادامه پیدا میکند که سر و کله یک زن ایرانی به نام پروانه و شوهرش پاتریک پیدا میشود و با یدک کش به صندوق پست اوه میزنند ، از زمان آمدن پروانه به داستان ،زندگی اوه تکانی اساسی به خود می دهد و شاید وجود یک کارکتر ایرانی خیلی هم در علاقه ایرانی ها به کتاب «مردی به نام اوه» بی تاثیر نباشد.

روند داستان ادامه پیدا می کند و با جابه جایی در زمان های مختلف زندگی اوه ، مارا با او همراه می کند و در آخر با فصل های پایانی زیبا، کتاب به پایان می رسد. پایان بندی ای که در بخش بعدی به صورت مفصل تری به آن خواهیم پرداخت.

مردی به نام اوه از آن دست کتاب هایی است که بعد از تمام شدن آن نیز شما را درگیر خود میکند و خود را به عنوان یک کتاب خوب در ذهن شما ماندگار میکند.

پایان بندی کتاب مردی به نام اوه

اگر هنوز کتاب را تمام نکرده اید توصیه میکنم این بخش را نخوانید.

در فصل های پایانی کتاب ما شاهد تغییر در روند داستان هستیم، شاید حتی شاهد تغییر نامیدی به روشنایی ، در بخش های پایانی «مردی به نام اوه»، اوه به پروانه رانندگی را می آموزد، به مرصاد جای خواب میدهد و آنرا در خانه اش نگه میدارد، با کمک همسایگان مانع از بردن آنیتا به آسایشگاه می شود ، بلاخره به لنا اجازه میدهد که با او مصاحبه کند، جیمی ازدواج می کند،

اوه برای تولد فرزند پروانه یک آی پد میخرد و آنها برایش نقاشی می کشند و او را «بابابزرگ» صدا میزنند، اوه راهی بیمارستان میشود ولی جان سالم به در میبرد و این یکی از بخش هایی است که به خوبی، مهر و علاقه پروانه و اوه بهم  دیگر را نمایان میکند ، و پس از آن اوه وسایل سونیا را از خانه جمع میکند که نشانه پذیرش مرگ وی است و اوه بلاخره یک موبایل میخرد و از دختر پروانه طرز کار آنرا یاد میگیرد و این نیز یک نشانه مثبت در شخصیت اوه است که تغییر جامعه و تکنولوژی را تا حدودی پذیرفته است. اوه دیگر دست از خودکشی میکشد و به زندگی اش ادامه می دهد.

و اما در پایان روزی پروانه بلند می شود و به خانه اوه نگاه میکند، برف های جلو خانه او پارو نشده اند، سریع به خانه اوه میرود، و اوه از دنیا رفته است.

پس از مرگ، اوه همه چیز را به پروانه سپرده است از او خواسته که مراسم بزرگی برای او نگیرند و فقط او را کنار سونیا دفن کنند، خانه و پول زیادی را برای بچه های پروانه و جیمی گذاشته و باقی اموالش برای پروانه است.

همه اینها باعث میشود دلمان برای اوه تنگ شود حتی بدون که او را دیده باشیم یا حتی او وجود داشته باشد و این قطعا یک کهن مثبت برای رمان فردریک بکمن است.

بهترین ترجمه کتاب مردی به نام اوه

ترجمه آقای «حسین تهرانی» از نشر چشمه و ترجمه خانم «فرناز تیمورازف» از نشر نون از ترجمه های روان و شیوای کتاب مردی به نام اوه هستند که به خوبی از پس منتقل کردن حس کتاب بر آمده اند. البته باید اضافه کنم که ترجمه های بیشتری از این کتاب وجود دارد اما متاسفانه فرصت بررسی همه آنها پیش نیامد.

فردریک بکمن کیست

«فردریک بکمن» نویسنده و وبلاگ نویس سوئدی ، زاده ی ژوئن 1981 است که با همسر ایرانی خود به نام «ندا شفتی» و دو فرزندش در سوئد زندگی میکند. اولین کتاب وی با نام «مردی به نام اوه» در سال 2012 منتشر شد و توانست فروش و محبوبیت بزرگی را برای او به ارمغان بیاورد.

فردریک بکمن

فردریک بکمن

تمامی کتاب های بکمن شامل موارد ذیل است:

  • مردی به نام اوه
  • تمام آنچه پسر کوچولویم باید دربارهٔ دنیا بداند
  • مادربزرگ سلام رساند و گفت متاسف است
  • بریت ماری اینجا بود
  • شهر خرس
  • و هر روز صبح راه خانه دورتر و دورتر می‌شود
  • ما در برابر شما
  • و من دوستت دارم
  • مردم مشوش

منبع این بخش : ویکی پدیا

جمع بندی و سخن آخر

کتاب «مردی به نام اوه » به قلم نویسنده سوئدی ، فردریک بکمن ، انقدری زیبا است که بگویم امکان ندارد از خواندنش پشیمان بشوید و قطعا در طول داستان با کارکتر اصلی داستان یعنی اوه انس میگیرد و او را درک خواهید کرد. در این مقاله از یومن به معرفی کتاب و داستان آن پرداختیم و به صورت مستقل پایان بندی کتاب را مرور کردیم. بهترین ترجمه مردی به نام اوه را معرفی کردیم و کمی با نویسنده آن آشنا شدیم.

بسیار خرسند میشویم اگر نظرات خودتان را در بخش کامنت با ما به اشتراک بگزارید.

شروع به تایپ کنید برای نوشته‌های که به‌دنبال آن هستید.